
خالقا، به فرشته ی مرگ فرمان بده دست نگه دارد. پاییز در راه است؛ با بوی انار و پسته و پرتقال. و هوای ساکتِ عاشق. اینجا کوچه ها پر از بوی کاج و کاهگل شده و کفترها لب پنجره بر آشیان امید نشسته اند. برگ ها با وزش هر باد، می نوازند صدای تو را، در گوش جفت هایی که گره خورده اند در هم، زیر باران های رها. خنکای تن عریان و خواب زده ی درختان نیمه جان، نفوذ کرده در گرمای ...
ادامه مطلب
بیا و از عواطف بدت نسبت به خودت و بقیه بکاه. به خودت نگاه کن، بدون خودانکاری. چقدر زاویه دیدت به سمت منفی متمایل شده؟ فقط یه مورد از مسائلی که اخیرا فکرت رو درگیر کرده، در نظر بگیر. نکات مثبتش رو بیشتر می بینی یا منفی؟ اگه حس کردی سیستم فکریت منفی بافه، بپذیرش. شاید با تمرین و تلنگر بتونی جری...
ادامه مطلب
گفتم: نبخشیدم و نخواهم بخشید. دروغ گفتم. من اصلا نبخشیدن بلد نیستم. فقط می خواستم عمق دل آزردگی و رنجشم رو بهش نشون بدم. آدمی که باور داره، آدم ها همه بی گناهند و در کنترلِ حکمرانیِ محیط و وراثت خود ناتوان، مگه می تونه نبخشه؟ کاش این وسط یک نفر مقصر بود. اگه یه روز قدرت اراده ی خودم رو کامل شناختم و به برتری وسروریش نسبت به تاثیرو تسلط وراثت و تربیتم ایمان آوردم، اونوقت می تونم بگم ببخش که نمی بخشمت. * آیا ارداه ی هر آدمی جزء لاینفکی از این ابرقدرت های دیکتاتور استعمار گر وجودش(وراثت و محیط) است؟ اگه قدرت اراده ی هر کسی در گرو همین ژن های غالب و مغلوب و محیط...
ادامه مطلب