خرید بک لینک

بیا و از عواطف بدت نسبت به خودت و بقیه بکاه. به خودت نگاه کن، بدون خودانکاری. چقدر زاویه دیدت به سمت منفی متمایل شده؟ فقط یه مورد از مسائلی که اخیرا فکرت رو درگیر کرده، در نظر بگیر. نکات مثبتش رو بیشتر می بینی یا منفی؟ اگه حس کردی سیستم فکریت منفی بافه، بپذیرش. شاید با تمرین و تلنگر بتونی جریان افکارت رو به سمت وسوی مثبت تری سوق بدی. این امکان وجود داره که علت خیلی از غم های ناروای تو، همین منفی نگری و تعمیم دادن یه حس بد از یه بعد به سایر ابعاد زندگیت باشه و این باعث می شه تا اکثر مواقع از خودت و دیگران شاکی باشی و خوبی ها و خوشی ها رو "اصلا" نبینی. اگه جریان افکار و احساسات خودت رو بشناسی، اونوقت می تونی به دیگران هم حق بدی که خودشون باشن. و از هیچ بشرزادی انتظار چیزی فراتر از اونچه که هست رو نداشته باشی. اجازه نده جایی که مغزت باید فعال باشه، خاموش بشه. قبول کن که هر آدمی شعور درک هر پدیده ای رو نداره و ممکنه خلق و خوی خاص او گنجایش اِعمال بسیاری از رفتارهای انسان پسندانه و شرافتمندانه رو نداشته باشه. مثل خودت! آره مثل تو. تعجب نکن و بی جهت از خودت انتظار بی نقص بودن، نداشته باش. خودت رو محبوب دل تمام دوستان تجسم نکن! اگه از انصاف نداشتن و متکبر بودن و بی معرفتی و هر قید و صفتی از جانب این و اون می رنجی، قبول کن که آدم مورد نظرت توانایی درست رفتار کردن رو نداره و با سیستم خاص خودش طرحواره هایی برای روابطش ساخته و ممکنه واقعا از نگاه مشترک تو و آدمای دیگه ای که باهاش در ارتباطن، فرصت طلب و بی گذشت باشه؛ ولی از دیدگاه خودش، نه! پس یادت بمونه؛ اگه دیگران رو هر طوری که هستن بپذیری، راحت تر باهاشون کنار میای و روانت کمتر مسموم می شه. بعد از اینکه واقعیت وجودی طرفت رو پذیرفتی، اگه ذهنت این توانایی رو داره، به خوبی های وجودش چنگ بنداز و روی صفات مثبتش تمرکز کن و با هر روشی که بلدی، با بدی هاش کنار بیا. اگه نمی تونی، ازش فاصله بگیر و واسش جایگزین پیدا کن. البته که هرگز جایگزین مناسبی واسه اعضای هم خونت نخواهی یافت. حالا که به خودت زحمت دادی و داری راه های رهایی از عواطف منفی و جذب احساسات مثبت رو کند و کاو می کنی، بهتره به این نکته هم توجه داشته باشی که نباید از آدم ها انتظار داشته باشی که به راحتی و از طرق عقلانی و با دلایل منطقی اشتباهات خودشون رو بپذیرن و به راحتی عذر تقصیر بخوان! اینکه آدم ها دچار تحول بشن و به خودشون فشار بیارن تا به حرف و عمل درست تری ایمان بیارن و از عذاب هایی که به تو وارد کردن، شرمنده بشن، مثل معجزه ای می مونه که گاهی ته فیلم ها و سریال های تلوزیونی اتفاق می افته. حتی اگه در زمان ماضی بعیدی به حرف تو برسن، باز این احتمال که حافظه شون یاری کنه و بهشون یادآوری کنه که تو یه زمانی چی می گفتی و چی می خواستی، در حد احتمال زنده موندن یه مورچه بدون کله پاچه است. هه! حالا دیگه حساب کن، مورچه چیه که کله پاچه اش چی باشه؟! قدرت سد دفاعی آدمیزاد رو دست کم نگیر. اینهمه مکانیزم دفاعی و قدرت توجیه و انکار در نهاد انسان تعبیه شده و فقط نیرویی که از شناخت خود حاصل می شه، می تونه این سد بی معبر رو تخریب کنه و به آدم فرصت و جسارت رودر رو شدن با حقیقت خودش رو بده. و در کلا آخر، بهت "توصیه" می کنم انقدر خودت رو درگیر حواشی روابط انسانیت نکن. خودت رو رها کن و درگیر این سیاه مشق ها نشو. هر چی کمتر بهش فکر کنی، به مقدارکمتری این تناقضات و زشتی هارو درک می کنی. اگه متوجه شدی که تفسیر و توضیح و شفاف سازی، تأثیری روی روند و محتوای افکار مخاطبت نداره، بیهوده تلاش نکن و بگذار و بگذر. می تونی این کار رو بکنی یا نه؟ و...

+ تاريخ سه شنبه سوم مرداد ۱۳۹۶ساعت 17:51 نويسنده سایان |

برچسب: نویسنده: ماهان کریمیان تاريخ: سه شنبه 10 مرداد 1396 ساعت: 18:50

صفحه بندی