خرید بک لینک
سندرم مغز بی قرار
چیزهایی هست که جای خالی آنها درون جمجمه ی غمگینم را نمی توان با هیچ چیز دیگری، برای همیشه، پوشاند. نمی دانم ایراد کار از کجاست. لابد برای بعضی چیزها، هیچ جایگزین هم قیاسی وجود ندارد و یا اگرهم جایگشتی هست، در دسترس من نیست. شاید هم انتخاب ها، شایسته و مناسب نیستند. به هر حال هر چه کردم، تا آن روزنه ی عمیق دردناک مغز بی قرارم را اصلا احساس نکنم، نشد. تمام پیچ و خم ها در مقابل این حجم بزرگ خالی، به بن بست رسیدند. و حالا این آخر آخرین راه من است. کاش از این سوراخ نوری بتابد! شاید نور درمانگر باشد. شاید نور همان جانشین مطلوب تمام روزنه های ذهن پر از راز و امراض من باشد. اصلا شاید فلسفه ی وجود این سوراخ ها همین است. اینکه نیروی سوق دهنده ی من به سوی نور باشند. نباید متوقف شوم، وگرنه همین مرداد که بیاید، من خواهم مرد. میخواهم قبل از تمام شدن، تمام روزنه های مغزم را با نور پر کنم. اما این نور چیست، کجاست؟

برچسب: نویسنده: ماهان کریمیان تاريخ: سه شنبه 4 آبان 1395 ساعت: 23:43

صفحه بندی