وقتی اصول جهالت بشر و جبر تصنعی طبیعت، مانع رشد طبیعی و آسایش بنیادی و انسان می شود، جسم نادیده گرفته شده، با روح محافظه کار مصلحت اندیش مجبور قهر می کند و غالب احساسات را به درستی ادراک نمی کند. آنوقت است که هیچ آغوشی توانایی آرام کردن دست ها و پاهای بیقرار آدم را ندارد. تن من با روانم در قهر است. لطفا بی هیچ حساب کتابی از عمق وجودت برایم شعری بخوان که مرا سرشار کند از احساس یک انسان رشد یافته ی سالم کامل.
برچسب:
نویسنده: ماهان کریمیان