خرید بک لینک

فکر می کردم، فکرم کمی منسجم تر و آرامشم افزون تر از قبل ترها شده، اما هنوزم به راحتی غصه دار می شم و روزم رو خراب می کنم. پس کجاست اون سرسخت درونم؟ دیگه کی می خواد خودش رو نشون بده؟ چرا انقدر نگران، عمر می گذرونی؟ نترس. دیگه کسی جلوی زندگی کردنت رو نمی گیره، پس خودتم مانع خوش حالی خودت نباش. رها کن خودت رو. از شر تکرار یادواره ی اتفاقات تلخ گذشته خلاص کن، خودتو. یه راه حلی واسه بهبود اوضاعت پیدا کن. دِ بجنب لعنتی، شروع کن. یه ایده و فکر ناب درونت هست، حتما هست. روحت رو کمی آزاد بذار تا بتونه به اون حد اعلی برسه. لطفا درد سر و پاهات رو با مسکن آروم کن و روونه ی راه شو. چند لحظه، فقط چند لحظه تمرکز کن و ببین آیا اتفاقاتی که با عنوان یه حادثه بهشون نگاه می کنی، واقعا ارزش این رو دارن که تو رو انقدر تو خودت مچاله کنن؟ کاش منم اهل توسل و توکل بودم.

+ تاريخ چهارشنبه هفدهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 20:10 نويسنده سایان |

برچسب: نویسنده: ماهان کریمیان تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 1:45

صفحه بندی