اگر برای شخصی، به جا آوردن رسم معرفت و ایجاد شادی و طراوت و انس و الفت ارزش باشد، حواسش به او می فهماند که کجا عذرخواهی کند و کی قدر دان باشد. فقط کمی تواضع لازم است و تواضع. چنین فردی بر حالات درونی خویش هشیار است و متمرکز و در عوضِ انکار توانش ها و حقوق دیگران، حس خودبرتربینی درونش را فرو می نشاند و اگر پی برد که دوستی، چیزی را از او بهتر می فهمد و می داند، خودش را به آب و آتش نمی زند تا عکس آن را اثبات کند و اگر چیزی را نمی دانست و آن را از دیگری که می دانست، آموخت؛ با غرورش کلنجار می رود تا ناخودآگاه فراموش نکند و قدردان باشد. اگر دستاوردی را به لطف همراهی دوستی به دست آورد؛ حتی اگر همراهی آن دوست در حد و نقش مشوقی غیر مستقیم بود، به او و به هر کسی که لازم دانست، محبت و لطف وجود آن دوست را یادآور می شود. اگر آگاه شد که موجود دو پایی از حرف و عمل بی جای او رنجیده، بر این آگاهی اش سرپوش نمی گذارد تا در اوج فورانِ این آگاهی و به آداب درست عذر تقصیر بخواهد و از تکرار مکررات آزار دهنده بکاهد.
خلاصش اینکه که هر وقت حس تون بهتون گفت، چیکار باید بکنین، بهش گوش بدین. به تقدیر و تشکر و معذرت خواهی عادت کنین؛ فارغ از حس خودبزرگ بینی. فقط حواستون به اینم باشه که یهو توی تندباد تواضع افراطی متلاشی نشین!
+می دونم رو ابرام، تو آسمونا.
برچسب:
نویسنده: ماهان کریمیان