خرید بک لینک

مهمه که چند سالم شده، خیلی هم مهمه. نمی شه گفت سن فقط یه شماره است. مدتی می شه که به آینده بیشتر از گذشته فکر می کنم. به روزهای سرد پاییزی که سال ها از امروز فاصله دارن و موهای من سفید شدن و نیرو و جذبه و آرزوهای سرزنده ی این روزها، درونم ته کشیدن. من با خیلی چیزا کنار نیومدم، ولی دلم می خواد قبل از رسیدن به پیری و دچار شدن به حسرت و اندوه، یه سری از چیزا رو واسه خودم حل کنم. می خوام جوونی کنم و در کنار اینهمه توجه به روان و ذهنیاتم، به جسمم هم برسم. تن بینوای من نیاز به رسیدگی و مراقبتی بیش از این ها داره. همیشه این منِ آرمانی سرور بوده و با وجدان دردهای بی مورد افراطی جلوی حظ بردن درست و حسابی از خوردن و نوشیدن و خوابیدن و رقصیدن و.... گرفته. می خوام کمتر قضاوت کنم، بیشتر سکوت. باید سعی کنم ذهنم رو از تحلیل کردن یه سری چیزا دور کنم. باید بهش بفهمونم که درگیر شدن و تمرکز روی رفتارهای اشتباه این و اون، هیچ ارزشی نداره؛ اگه با منطق همراه نباشه و فقط باعث بروز حسای منفی و غمگینی و یأس بشه. باید یه کار خوب پیدا کنم. کاش رسما یه نویسنده یا روانکاو می شدم، ولی برای اینکار نیروی برانگیزاننده ی لازم رو ندارم. اما خیلی حیف می شه، خدا. وای! انگار بیکاری بهم چسبیده. خدا کنه به تنبلی خو نگیرم. کاش مهربون تر و خوش مشرب تر بشم. حس می کنم دارم به منجلاب غرور کشیده می شم. خب اگه این روند ادامه پیدا کنه، گذشت کردن و مراوده با خیلی ها تقریبا غیر ممکن می شه. به یکی یا چند تا دوست خوب و پایه هم شدیدا محتاجم. بیش از حد تنها موندم. اما سیستم دوستیابیم فرسوده شده و نیاز به بازیابی داره. دیگه همت این رو ندارم تا با چراغی گرد عالم بگردم و مانند تویی رو پیدا کنم که هیچ وقت ندیدمت و نداشتمت. یکی رو می خوام که بشه باهاش از هر دری حرف زد. حرفای واقعی و درست و حسابی. بشه باهاش خندید و زیر بارون توی کوچه های کاهگلی قدم زد. باید بیشتر از اینا سفر کنم و راه برم و بخندم. پاهای بیقرارم چهار صبای دیگه اینهمه سفید و با طراوت نخواهند بود. ولی شاید لبخند همیشه زیبا باشه. دلم می خواد حال و اخلاق و روزگارم رو خوش تر و باثبات تر کنم تا بتونم سرم رو جلوی خودم بلند کنم. کاش بتونم و بشه. آیا لازمه مثل گذشته های دور، شبا قبل از خواب و صبح ها بعد از بیداری با خدایی عالم ماوراءالطبیعه حرف بزنم؟

+ تاريخ چهارشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 16:20 نويسنده سایان |

برچسب: متولد,امرداد, نویسنده: ماهان کریمیان تاريخ: دوشنبه 23 مرداد 1396 ساعت: 1:43

صفحه بندی