خرید بک لینک

همین که گذر عاشقان به کوچه باغ ما افتد
و یا که قطره ی اشکی ز چشم اهل فراق افتد
به روی سرخ انارها هم شکاف می افتد.
و اگر سایه ی کلاغی به باغ ما افتد
میان دانه های انار هم نفاق می افتد.
مباد که به دست باغبان، رنج و زخمی افتد
چرا که خون دل انارها هم به راه می افتد.
ز کوچه باغ ما همگان سر سلامت در گذرند
غم و فراق دل خود را به آب و خاکش می سپرند.
همین که قاصدک دشت به دست باد مغان افتد،
به دل فراق تو می تازد، به سر هوای تو می افتد.
تو خیز و راهی اینجا شو، به باغ ما به تماشا شو
که دین و دامن و دستم، به راه و پای تو می افتد.

+ من با کلمات بازی نمی کنم، کلمات با من بازی می کنن! نه در سطح و نه در عمق، هیچ چیز خاصی وجود نداره. تنها چیزی که همه جا هست و توی هر عمقی یافت می شه، منیت آدم هاست.

+ تاريخ چهارشنبه بیست و ششم مهر ۱۳۹۶ساعت 11:33 نويسنده سایان |

برچسب: نویسنده: ماهان کریمیان تاريخ: جمعه 28 مهر 1396 ساعت: 15:49

صفحه بندی