باز هم شب است. پاییز است. هوا سرد است، اما پنجره اتاق هنوز باز است. دست ها و پاهایم به این زودی یخ زده! و نوک دماغم هم. گلدان ها ساکت اند. سگی در دور دست پارس می کند؛ گاهی هم زوزه می کشد. مرغ های ترسوی بینوایمان هم توی مرغدانی خوابیده اند و من تمام این چیزهای ساده را عجیب، دوست می دارم.
برچسب:
نویسنده: ماهان کریمیان