باد وزیده و باران باریده و من هنوز نمی دانم، دنیا چطور بوجود آمده و به هستی خود ادامه می دهد! فکر اینکه بدون پی بردن به راز حقیقی هستی، به آخر عمرم برسم، برایم خوشایند نیست. زمان دارد می گذرد و من چقدر حرف دارم، برای گفتن. و چه چبزها که باید بفهمم و بدانم. حتی ممکن است، هیچوقت نفهمم اینجا دقیقا چه خبر بوده!
+ شاید آدم ها هیچوقت نتونن احساس واقعی همدیگه رو نسبت به هم، بدونن!
++ هوووم، هُر هُر آتشدان بخاری و بوی بارون و حسای خاموش!
+ تاريخ سه شنبه پنجم دی ۱۳۹۶ساعت 23:43 نويسنده سایان |
برچسب:
نویسنده: ماهان کریمیان