پشت پرده
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 15:48
در این گزارش به بررسی کامل «» میپردازیم و آخرین اخبار، جزئیات و نکات مهم مربوط به این موضوع را مرور خواهیم کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. نازبونوشتهای سایان DaiLY اینستاگرام...
-
تاریخ: 1401/10/12 ساعت: 1:00
نازبونوشتهای سایان در آخر ما حرفهای دشمنانمان را از یاد میبریم، اما سکوت دوستانمان را هرگز!لوتر کینگ + تاريخ دوشنبه شانزدهم اسفند ۱۴۰۰ساعت 18:58 نويسنده سایان | Adblock test (Why?)
پانزده شهریور
-
تاریخ: 1399/6/23 ساعت: 9:06
پانزده شهریور مصادف شده با اول مهر!اولین روز، اولین کلاس، کلاس اول ج، مدرسهی رسالتبیست و هفت دانشآموزنوزده نفر حضوری، بقیه غیرحضورینوزده نفر، به سه گروه شش و هفت نفره تقسیم شده بودن، در سه ساعت مختل
یادباد
-
تاریخ: 1397/11/24 ساعت: 17:54
وقتی باد شدیدی میوزد، شهرآشوبی در وجودم برپا میشود. یکآن، خیال میکنم باد هر فاصله، تضاد و قطبیتی که بین موجودات جهان وجود دارد را برداشته و تمام عناصر جهان را در هم آمیخته و با خود کشانده، تا اینج
عطر آدمیزاد
-
تاریخ: 1397/9/26 ساعت: 0:34
یکی بیاید، باهم برویمبرویم آن دورهابرویم لابهلای کوههای نستوهو غلت بزنیم، وسعتِ دشتهای مخملپوش رابرویم جایی که صدای فکرهای خودمان را نشنویمو فلسفهی سکوت راو حقیقت رارها کنیمو بپردازیم به واقعیت ب
لبخند جاودان
-
تاریخ: 1397/9/26 ساعت: 0:34
حتی اگر من در برابر عظمت جهان موجودی ناچیز باشم، هیچ از ارزش رنج من کم نمیشود.نیرویی که در احساس عشق، اندوه و دلتنگی من نهفته است، میتواند سرتاسر دنیا را فراگیرد.من مقدسم، چون میتوانم از رنج به عرش
کیستی یا چیستی؟
-
تاریخ: 1397/2/15 ساعت: 12:18
آمارروزی هزار بار دنبال تو می گردم و این جستجوی بی فرجام سرسام آور را هر روز بی وقفه از سر می گیرم و هنوز به تو نرسیدم. گاهی فراموش می کنم که اصلا دنبال چه هستم. فقط بی قرارم و حس می کنم، چیزی گم است و جایش خالی است. ناآرامم و بی اختیار این دنیای حقیقی و مجازی را مدام زیر و رو می کنم. درست مثل آدمی ...
تحریف خواب و خاطره
-
تاریخ: 1396/11/12 ساعت: 19:28
انگار موجودی فراطبیعی بود. بعد از سالها دوری، با موهایی بسیار بلند و به رنگ خاک، برگشته بود. موهایش عجیب بلند، ژلیده و کثیف بود. غبار سالها نبرد روی آن نشسته بود؛ نبرد با سپاهی از شیاطین درونی. آمدنش، برگشتنش یک حس غیر قابل وصف داشت. بعد از سالها انتظار و مقاومت، یاد من همچنان برایش زنده بود و یاد ا...
کنج دنج
-
تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 0:03
xa0 هر آدم طبیعی و سالمی، به "خودش" فکر می کنه که گاها میون این خودکاوی هاش، ممکنه به این نتیجه برسه که بعضی از رفتارهاش نیاز به تغییر داره. در اینجا باید توجه داشت که گفتار و افکار آدمی هم به نوعی رفتار تلقی می شه و از اونجایی که رفتار و گفتار ازاندیشه ناشی می شه، بنابراین برای تغییر در رفتار و کلا...
وجودگرایی
-
تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 0:03
xa0 باد وزیده و باران باریده و من هنوز نمیدانم، دنیا چطور بوجود آمده و به هستی خود ادامه میدهد! فکر اینکه بدون پی بردن به راز حقیقی هستی، به آخر عمرم برسم، برایم خوشایند نیست. زمان دارد میگذرد و من چقدر حرف دارم، برای گفتن. و چه چیزها که باید بفهمم و بدانم. حتی ممکن است، هیچوقت نفهمم اینجا دقیقا چه ...
ناآرامی
-
تاریخ: 1396/10/14 ساعت: 0:03
زمین، توهم زده، به رعشه افتاده و به جان ما که چون حشراتی پوستش را نیش میزنیم، چنگ انداخته. انگار زمین دیگر نور چشمی آسمان نیست و ما چه کردیم با خودمان؟! مگر با این حجم از بی اعتمادی به هم، میشود با هم قیام کرد؟ آنهم قیام بر علیه بیعدالتی؟ مگر نمیبینی که نگاه دو انسان بهم، مثل نگاه دو گرگ شده، به طعم...
وجودگرایی
-
تاریخ: 1396/10/7 ساعت: 2:15
باد وزیده و باران باریده و من هنوز نمی دانم، دنیا چطور بوجود آمده و به هستی خود ادامه می دهد! فکر اینکه بدون پی بردن به راز حقیقی هستی، به آخر عمرم برسم، برایم خوشایند نیست. زمان دارد می گذرد و من چقدر حرف دارم، برای گفتن. و چه چبزها که باید بفهمم و بدانم. حتی ممکن است، هیچوقت نفهمم اینجا دقیقا چه خ...
غم غمگینی
-
تاریخ: 1396/9/26 ساعت: 3:37
خوشحالم، چون دیگه از غمگین بودن خودم، غمگین نیستم! و این چیز کمی نیست. هر آدم غمگینی، همیشه دچار یه غم مضاعف هم هست. یعنی علاوه بر اندوه ناشی از دردها و رنج هاش، یه حالت غمگینی بعضا نامشخصی رو هم حس می کنه. غمِ غمگین بودن. من هم تا مدتی قبل، علاوه بر غمگینی اولیه ناشی از رنج هام، از اینکه چرا باید ا...
درد و خون و انکار
-
تاریخ: 1396/9/26 ساعت: 3:37
باران نمی بارد، اما آن بیرون زندگی جریان دارد، هنوز. دانشگاه و استادها. استاد خسته استاد بی انگیزه، استاد خوشحال، استاد مغرور و استاد متین. و دانشجوهایی که درست پشت در دفتر اساتید معرکه گرفته اند و مجیزشان را می گویند و گاها ابراز انزجار می کنند. دخترهای کاپشن صورتی با چشم های سفید، و پسرهای مودب و ...
موهبت محبوبیت
-
تاریخ: 1396/9/26 ساعت: 3:37
در این بازار بی مهری، چه موهبتی خوشایندتر از اینکه در کنار کسانی باشیم که حس می کنیم، ما را حقیقتا دوست می دارند؟ این دریافت بی نظیر، تنها وقتی برای یک فرد حاصل می شود که اطمینان داشته باشد، دوستدارانش او را فقط بخاطر آن کسی که هست، دوست دارند؛ فقط برای خاطر خودش. اما این "خود"، کیست که لایق این نوع...
کنج دنج
-
تاریخ: 1396/9/26 ساعت: 3:37
xa0 هر آدم طبیعی و سالمی، به "خودش" فکر می کنه که گاها میون این خودکاوی هاش، ممکنه به این نتیجه برسه که بعضی از رفتارهاش نیاز به تغییر داره. در اینجا باید توجه داشت که گفتار و افکار آدمی هم به نوعی رفتار تلقی می شه و از اونجایی که رفتار و گفتار ازاندیشه ناشی می شه، بنابراین برای تغییر در رفتار و کلا...
اختلال حواس
-
تاریخ: 1396/9/19 ساعت: 7:24
گاهی وقتا آدما نمی تونن تشخیص بدن، احساس واقعی شون نسبت به یه نفر، دقیقا چیه! علاوه بر اون، آدما غالبا نمی تونن، احساس واقعی بقیه رو هم نسبت به خودشون بدونن. و این واقعیت، هم می تونه مثل یه کابوس تعبیر بشه و هم بصورت یه رویای روشن. شاید این ندونستن ها، به خاطر اینه که ما نمی تونیم احساس واقعی خودمون...
ارزیابی و قضاوت
-
تاریخ: 1396/9/19 ساعت: 7:24
" آفرین، قلم خوبی دارید ". این را خانومی که سردبیر نشریه بود، بعد از خواندن مطالبی که ارسال کرده بودم، گفت. زیاد خوشحال نشدم، بنظرم کلیشه ای آمد. یک تعریف معمولی. یک جمله ی تعارفی، مثل وقتی که باید صرف رعایت رفتار مؤدبانه به کسی بگویی، درود بر شما و احسنت. بعد از آنش، مردی که یک چشمش سفید شده بود و ...
چشم خور
-
تاریخ: 1396/9/19 ساعت: 7:24
چند روزی می شود که پلکِ پایینِ چشمِ راستم دچار عارضه ای نامعلوم شده. التهاب، ورم و درد دارد.xa0 این مشکل درست، فردای آن روزی که رمان کوری را تمام کردم، پیش آمد. می شود گفت، کاملا اتفاقی بوده که چشم من همزمان با خواندن رمانی که درگیری ذهنی تمام وقتی در رابطه با بینایی، برایت ایجاد می کند، دچار این ضا...
روزنامه
-
تاریخ: 1396/9/11 ساعت: 13:46
یک. کارم به جایی رسیده که می توانم ساعت ها و روزها را به بطالت بگذرانم؛ آنهم تنها با اندکی وجدان درد ناچیز و نیز می توانم اینهمه تنهایی را هم حوصله کنم و تاب بیارم. قبل ترها این طور نبود. برای هر ساعت از بیکاری نگران می شدم و دست به کاری می زدمxa0 و برای حجوم این حجم از تنهایی، لااقل غصه می خوردم و ...