پیام گنجشک ها - تاریخ: 1396/9/11 ساعت: 13:46
خیره به زمینیم و در جوار هم، در گذریم، از هم؛ سرد و بی تفاوت. به گرمای دست های هم برای هم، باور نداریم. سلامی نمی کنیم تا مگر خداحافظی نشنویم، از هم. همدیگر را در حمایت از هم، دست کم گرفته ایم و طاقت طلب مهر و بخشش عشق نداریم. به کفش های غبار گرفته ی هم، نگاهی می اندازیم و خش خش خشن قدم های هم را می...
ملغمه - تاریخ: 1396/9/7 ساعت: 19:44
بالش زیر سرم سنگ شده و تمام نورون های مغزم به واژه هایی واژگون تبدیل شدن و از چشم هایم سرازیر هستن. خواب از دسترس خارج شده. چه ملغمه ای برپاست! چه تنهایی خارق العاده ی اندوهناکی! + تاريخ یکشنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۶ساعت 1:56 نويسنده سایان
ما را گذر ندادند - تاریخ: 1396/9/7 ساعت: 19:44
سوگ سرما زمین و آسمان را بر هم پیوند زده بود. خیابان، سوت زنان، سکوت را فریاد می کرد. فالگیری به زور مشتم را باز کرد و گفت: تو از نگاه کردن به عمق چشم های خودت می ترسی، چون یادت می اندازد که چطور عشق را مفت از دست داده ای!xa0و بعد دیدم که چطور زنی جوان با خواندن دو رکعت نماز نشسته در ملاء عام، خودش ...
هان؟! - تاریخ: 1396/9/1 ساعت: 14:18
کسی هست که واقعا از اینکه نسبت به آدما حس حسادت یا تنفر داشته باشه، از خودش راضی باشه؟ یا اینکه براش زیاد مهم نباشه که نسبت به کسی حس خوبی نداشته باشه؟ آیا قلبی که آکنده از انزجار و تنفر و حسادت شده می تونه شور و شعف و شادمانی زیادی داشته باشه؟ کیه ک
پوستین پوش - تاریخ: 1396/8/22 ساعت: 5:38
و باز هم، یک نفر، سر زده، اینجا در زده و دلم را چنگ زده و من دیگر تاب ندارم و می خواهم تمام درهای بسته xa0و مهر و موم ناخودآگاهم را بشکنم؛ اما توان رو در رو شدن با خودم را ندارم، با اینکه هرازگاهی هیولای درونم را مثل پوستینی از تن در می آورم و آویزانش
بشر بالقوه - تاریخ: 1396/8/22 ساعت: 5:38
روزی به این فکر افتاده بودم که لابد دنیا تا وقتی ادامه خواهد یافت که دیگر هیچ چیز ناشناخته ای برای کشف شدن نداشته باشد. شاید انتهای دنیای آدم ها، همان منتهای شناخت آدم ها است وxa0تا زمانی که انسان به این قوای بالقوه دست نیافته باشد، به حرکت و زیستن روی
انتهای زمان و مکان - تاریخ: 1396/8/17 ساعت: 18:28
این روزهای پاییزی مثل چیزهایی می مانند که ناتمام رها شده اند. حس گیر افتادن در منتهای زمان و مکان را دارد. و این حس با شروع هر روز تازه ای، از سر گرفته می شود. مثل حس کسی که امید به زندگی ای با طول عمری چشمگیر داشته، ولی نابهنگام، در جوانی با مرگ مواجه شده باشد.xa0 + تاريخ یکشنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۶سا...
چشمای صورتی - تاریخ: 1396/8/17 ساعت: 18:28
دلم خوشحالی های صورتی و خنده های رفاقتی می خواد. دلم حرفای ساده و بی حساب کتاب می خواد. بدون نیاز به هیچ استدلال و تحلیل و فلسفه بافی و رمز گشایی. بدون طعنه و کنایه و گزندگی. سرخوش و بی خیال و با فراغ خاطر و فقط محض شادی و عشق. پس خوشی ها و محبتای دن
شب سوز - تاریخ: 1396/8/17 ساعت: 18:28
من تقریبا علت بیشتر مشکلات رفتاری و روانیم رو ریشه یابی می کنم، اما این کمکی به حل اون مشکلات نمی کنه. حتی دست مایه ای واسه یافتن راه حلی کاربردی هم نمی شه. تنها فایده اش اینه که حالم رو بهتر می کنه و تحملم رو بیشتر. شاید همینم کم چیزی نیست. لابد بای
خشکسالی - تاریخ: 1396/8/12 ساعت: 16:23
گاهی با نگاهی به پیرمرد مانده در راهی، با خودم می گویم لابد آن پاییزهایی که قطره ای از نم باران نمی چکد به زمین، این پیرمردهایی که نفس های آخرشان را مزمزه می کنند، بیش از آنکه دلواپس مردن خود باشند، نگران خشکسالی سال های پس از خوداند. درست مثل زنی که
مغز معصوم - تاریخ: 1396/8/12 ساعت: 16:23
در اندیشه ی اموراتی هستم، خواستنی اما، انجام نشدنی. ماهیت اندیشه چیست؟ از کجا می آیند این افکار؟ از مغز؟ پس چرا مغزم در تبدیل خواستن هایش به توانستن ناتوان است؟ چرا چیزی را می خواهد ولی نمی تواند راه رسیدن به آن را از راه فکر به من نشان دهد؟ کدام بخش
"..." - تاریخ: 1396/8/8 ساعت: 16:47
[unable to retrieve full-text content]باز هم شب است. پاییز است. هوا سرد است، اما پنجره اتاق هنوز باز است. دست ها و پاهایم به این زودی یخ زده! و نوک دماغم هم. گلدان ها ساکت اند. سگی در دور دست پارس می کند؛ گاهی هم زوزه می کشد. مرغ های ترسوی بینوایمان هم توی مرغدانی خوابیده اند و من تمام این چیزهای سا...
توجیه کن، این زندگی را - تاریخ: 1396/8/8 ساعت: 16:47
[unable to retrieve full-text content]اولا، انسان می تواند به هر چیزی معتقد باشد و با قاطعیت اعلام کند که همواره پرچمدار و پایبند به آن چیز است؛ و در عین حال، خلاف این پایبندی را علنا در رفتارش بروز دهد. این قابلیتی است که هر انسانی بصورت خودآگاه و ی
شعر یا ترانه؟ - تاریخ: 1396/8/8 ساعت: 16:47
[unable to retrieve full-text content]صبح سی مهر است. سرد و آفتابی و خشک. نور سرورِ نورتابان عالم، سفید و رنگ پریده است. به رنگ هاله های نور ساطع شده از چهره های مقدس می ماند. محو و بی اثر، همچون حقیقتی در پس نقاب! سردی افتاده به جان سر انگشت های کم
کوچه باغ - تاریخ: 1396/7/28 ساعت: 15:49
همین که گذر عاشقان به کوچه باغ ما افتدو یا که قطره ی اشکی ز چشم اهل فراق افتدبه روی سرخ انارها هم شکاف می افتد.و اگر سایه ی کلاغی به باغ ما افتدمیان دانه های انار هم نفاق می افتد.مباد که به دست باغبان، رنج و زخمی افتدچرا که خون دل انارها هم به راه می
خواب درد - تاریخ: 1396/7/28 ساعت: 15:49
[unable to retrieve full-text content]دردهایم، خیلی درد می کنند و متاسفانه این به هیچ کسی مربوط نیست!xa0
کمکم کن - تاریخ: 1396/7/23 ساعت: 11:21
+باید به خودم کمک کنم. اما چجوری؟-از انکار و ابهام فاصله بگیر. خودت رو ببین. تو کی هستی؟ کی تو رو می شناسه؟ چقدر تو رو می شناسن؟ چی از تو می خوان؟!xa0 +امروز تا یه اندازه ای احساس موجودی رو دارم که فهمیده، تصور خوبی که از خودش داشته، خیلی واقعی و یا دوست داشتنی نبوده، ولی با این حال، یه حس خوبی از ا...
انسان ماوراء الطبیعی - تاریخ: 1396/7/20 ساعت: 2:02
همان طور که یک فرد دارای شخصیت ضد اجتماعی، تمام رفتارهایش را در جهت ارضاء تمایلات درونی اش جهت می دهد، و با برآوردن خواسته ها و سفارشات خود در پی ایجاد آسایش درونی است، یک انسان با شخصیت متعادل و رشد یافته هم تماما در اختیار خدمت به خود است. هیچ آدمی این حق انتخاب را نداشته تا تعیین کند که از هر کدا...
هفت خان هنر - تاریخ: 1396/7/20 ساعت: 2:02
[unable to retrieve full-text content]تا پیش از آنکه دلم ویار تو را کنددر لابه لای گلبرگ های سرخ و سبز فرشمی بافتم خیال های کودکانه را.xa0از آن زمان که دو دیده درید و درد را فهمیدنقاش رنگ های سرد و بی رمق شدم.ساعت به طلوع آرزوها نمی رسیددر بند حمله های تحمیلی اما و اگر شدم.xa0به شعر پناه برده ام و ش...
باخ باخ - تاریخ: 1396/7/20 ساعت: 2:02
[unable to retrieve full-text content]مادربزرگ همچنان زنده است و هنوز هم نماز می خواند. پدر هنوز برای روح مادر بوته های گل می کارد و سال هاست که هر جا را با دستانش لمس می کند، یک شاخه گل آنجا می روید و من هنوز هر بار که چشم هایم را می بندم، و به درونم نگاه می کنم، تو را می بینم که در میان کوه پایه ه...