تب + آه= تباه
-
تاریخ: 1396/7/20 ساعت: 2:02
شاید هر احساس منفی و ناخوشایندی رو بشه به حسای خوب مبدل کرد، اما این فقط تا وقتی امکان داره که آدم به حس تباه شدن مبتلا نشده باشه. تا قبل از این حس مزخرف، آدم امید داره. به خودش، به خدا، به دنیا و آدما. اما بعد از اون جای هیچ امیدی نمی مونه. وقتی تلخی این ادراک به تموم سلول های مغزت نفوذ می کنه، دیگ...
من و تنهایی و تقدیر
-
تاریخ: 1396/7/3 ساعت: 17:27
[unable to retrieve full-text content]دوباره روزگار افتاده روی دور تکرار روزمرگی و بیهودگی و مشکل اینجاست که دیگه مثل سابق، برای شکستن این چرخه، انگیزه ی لازم رو ندارم. حس می کنم برای ادامه دادن به راهی که توش متوقف شدم، توانایی کافی و شرایط خوبی ندارم. فکر اینکه تا ته دنیا همین جوری بخوام عمر بگذرو...
آبی تیره
-
تاریخ: 1396/7/3 ساعت: 17:27
[unable to retrieve full-text content]آدم ها نمی توانند آنچه را احساس می کنند، عینا بازگو کنند. آن ها مجبورند برای کنار آمدن با هم، احساسات خود را جوری بیان کنند که مورد پذیرش دیگران شان باشد. آدم ها گاهی ترجیح می دهند به جای تفاهم، با سوء تفاهمات در کنار هم پیر شوند. لابد به همین خاطر، انسان مشتاق ...
۲:۵۸
-
تاریخ: 1396/7/3 ساعت: 17:27
[unable to retrieve full-text content]تاریکی و تنهایی شب های دردناک هم، جزئی از زندگی است. کاش لااقل حواسم جمع تر بود و مغزم بهتر کار می کرد. مدت هاست منتظر فرصتی هستم برای تمرکز کردن روی ذرات زمین. با خودم قرار گذاشتم، یک روز بنشینم و به همه چیز خوب فکر کنم و خیلی واضح ببینم، چی به چیه. فکرا و احسا...
گفتگوی بادگیرها
-
تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 5:08
وقتی بین دو نفر تعارض و اختلاف نظر پیش اومد، باید هر چه سریع تر حل بشه. اونم فقط از راه گفتمانی اصولی. اگه گفتمانی انجام نشه و یا اون گفتگوی ضروری به مشاجره ای تبدیل بشه که صرفا در جهت اثبات حق به جانبی هر یک از طرفین و بر پایه کتمان حقیقت باشه، نه تنها تب ناشی از اون تعارض، راه رو برای ادامه ی روال...
حضرت جان ستان
-
تاریخ: 1396/6/6 ساعت: 9:58
[unable to retrieve full-text content]خالقا، به فرشته ی مرگ فرمان بده دست نگه دارد. پاییز در راه است؛ با بوی انار و پسته و پرتقال. و هوای ساکتِ عاشق. اینجا کوچه ها پر از بوی کاج و کاهگل شده و کفترها لب پنجره بر آشیان امید نشسته اند. برگ ها با وزش هر باد، می نوازند صدای تو را، در گوش جفت هایی که گره ...
مرگ مرداد2
-
تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 4:27
امروز زینب مرده! امیدوارم کوچولوهاش توی بغلش خواب بوده باشند. با وجود تفاوت سنی مان، با هم بچگی ها کرده بودیم. امروز برادر زینب هم مرده. با برادرم بچگی ها کرده بودند. حتما جلو نشسته بوده و له شده! چاق بود. از ماشین شان چیزی نماده.xa0امروز دوست دوران بچگی تا جوانی مادر خدابیامرز من داغدار پنج عزیز دل...
آخه چرا؟!
-
تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 4:27
انسان موجود پرسشگری است، که میزان این پرسشگری و محدوده و نوع چراهایی که ذهن انسان را به چالش می کشاند و همچنین پاسخ هایی که برای این چراها می یابد، متناسب با سطح هوشمندی، خصوصیات شخصیتی و دیدگاه غالبی است که از دریچه ی آن به جهان می نگرد. یکی از چراهای رایج قشرهای مختلف مخ در رابطه با علتxadیابی رنج...
تنها صداست که می ماند
-
تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 4:27
هر روز با نظم طبیعت آغاز می شود، اما به بی نظمی روند دنیا آلوده می شود. بیدار که شدم بغض پرید توی گلویم، اما لیوان آب نطلبیده را لب نزدم. هیچ صدایی جز انعکاس صدای خس خس سینه ام در اتاق خالی نپیچیده بود، هنوز. می خواستم امروز را فقط به صدای آواز مردی که سر صبح پشت پنجره می خواند فکر کنم و به گل های ص...
ماه گرفتگی
-
تاریخ: 1396/5/23 ساعت: 1:43
در آن سپیده دم که لیلیت خواب مانده بود، خورشید خال پشت پلک او را بوسید و چشم هایش را ذوب کرد. عسل چشم هایش روان شد و به عمق سیاه چاله هایش نفوذ کرد. از آن روز او می توانست به خورشید زل بزند و گر چه تمام این سال ها نقش حوا را بازی کرد، ولی از درون هنوز همان لیلیتی بود که دست خدا را پس زد و آدم را روی
متولد 18 امرداد
-
تاریخ: 1396/5/23 ساعت: 1:43
مهمه که چند سالم شده، خیلی هم مهمه. نمی شه گفت سن فقط یه شماره است. مدتی می شه که به آینده بیشتر از گذشته فکر می کنم. به روزهای سرد پاییزی که سال ها از امروز فاصله دارن و موهای من سفید شدن و نیرو و جذبه و آرزوهای سرزنده ی این روزها، درونم ته کشیدن. من با خیلی چیزا کنار نیومدم، ولی دلم می خواد قبل از
پدیده ای فراروانی
-
تاریخ: 1396/5/23 ساعت: 1:43
از صبح پنجشنبه قصد رفتن به جای خاصی را کرده بودم (پنجشنبه ها روز متدوالی است برای رفتن به آن مکان). از آن روزهایی بود که فرصت خواب نیمروزی، فراهم شد. خواب می دیدم پشت بام خانه مان جایی است با صفا با تختی روان و عجیب. خواستم از پله ها پایین بیایم و به داخل خانه برگردم که یکی از عمه زاده ها ظاهر شد و
سیب تلخ
-
تاریخ: 1396/5/16 ساعت: 6:53
بعضی رابطه ها انتها دارند. تمام می شوند، آن هم به خاطر یک کلام حرف نامربوط گذشت ناپذیر. نمی شود کسی که دیگر میلی به بخشیدن و ادامه دادن ندارد را آدمی بی گذشت و کینه جو قضاوت کرد؛ چون گاهی یک کلام حرف، آنقدر سنگین است که قابل هضم نیست. تمام باور آدم نسبت به طرف مقابلش را زیر و رو می کند. یک کلام حرف،
۳:۳۱
-
تاریخ: 1396/5/13 ساعت: 19:10
وقتی دو ساعت تو جات غلت می زنی و از رنج بی خوابی بغص می کنی، بعد میای و می بینی خیلی ها هنوز آنلاین هستن، حالت بهتر می شه. اما هر چی باشه، من دلم می خواد این ساعت شب توی مرحله خواب عمیق باشم. نه مطالعه و تفکر، نه چت و گفتگو با این و اون، نه دور دور توی کوچه و خیابونای مجازی و مسجد و حرم و کافه های و
خانه ی گربه ی دریایی
-
تاریخ: 1396/5/10 ساعت: 18:50
باز هم گربه! دور و برم می پلکد، حضورش اجباری است و حالتی از تبعیت از سر ناچاری دارد. در عین اینکه احساس می کنم، مراقب و خواهان من است و همچون گوهری نایاب، از من حفاظت می کند، اما برایم حکم شری را دارد که می خواهم از آن بگریزم. شی ای را پرتاب می کنم؛ در ظاهر بی هدف، اما به قصد آسیب به آن گربه که روی
تابِ تردید، بی تو
-
تاریخ: 1396/5/10 ساعت: 18:50
افکار خودآیند و ناخوشایندی که در سرم می پلکند موجب تردید و نارضایتی اند.xa0دغدغه ی خواستن یک شغل خوب کهxa0فکر و جسمم رو به اندازه ی متناسب و در خور تحملم، درگیر خودش کنه، تردید در تکمیلxa0مقالات و چاپیدن شون یا رها کردن شون به حالت نیمه جان؟ نگارش و خلق آثاری ناشی از افکار یا ایستایی در صحنه؟ تمایل ...
اُشو
-
تاریخ: 1396/5/10 ساعت: 18:50
در خواب نیمروزی امروز، اُشو پدربزرگ من بود و در حال احتضار، گوشه ای دراز کشیده بود. چشمم به سبیل هایش افتاد. نخ های سییل بالای لبش رنگ سبز تیره ای داشت که اطرافش هم رو به زردی می رفت. با صمیمیت خاصی از او پرسیدم چرا رنگ سبیل هایت اینطوری شده؟! گفت این از نشانه های مرگ است. جلو رفتم و کنارش دراز کشید
سندرم ملال ماهانه
-
تاریخ: 1396/5/10 ساعت: 18:50
xa0xa0xa0xa0xa0xa0 اینهمه چشم توی دنیاست. چرا هیچ کدام شان صورتی نیست؟ کاش زیر دوش گریه کرده بودم. شاید دلم نرم می شد و به موهایم رحم می کردم. حالا زندگی چهار ساله ی موهایم در زباله دان مواد تاریخ گذشته است. اگر کمی رهایشان کرده بودم، اگر دست باد پیچ و تابشان داده بود و نم باران به طراوتشانxa0افزوده...
صداقت اکتسابی
-
تاریخ: 1396/5/10 ساعت: 18:50
xa0 xa0 xa0 بین افراد ساده و صادق تفاوت ظریفی هست. سیستم فکری یه آدم به اصطلاح ساده توانایی ساختن دروغ و برخورد محافظه کارانه رو نداره و غالبا محتوای افکارش تحت سلطه اون چیزیه که آناً و واقعا درک کرده و در نهایت، دیگر افراد رو هم با همین سیستم و محتوای فکری تصور می کنه. مغز یه آدم ساده به هیچ وجه نم...
تداعی آزاد در یک عصر تابستانی
-
تاریخ: 1396/5/10 ساعت: 18:50
xa0 xa0 xa0 xa0تا همین چند سال اخیر، وقتی رفتاری رو بصورت ناجوانمردانه درک می کردم، فقط غمگین و متاسف می شدم. اما قهر نمی کردم. ناامید نمی شدم، دچار کینه و نفرت هم نمی شدم. حالا اوضاع عوض شده. با اینکه قبلا هیچ شناخت علمی روی روان آدمیزاد نداشتم و رفتارشناس هم نبودم، با این حال از خودم و نحوه برخورد...